از این پس میتوانید شعرهای جدیدم رو در وبسایتم هم مشاهده کنید.
امیدوارم که لذت ببرید.
وبسایت رسمی من :
http://hesam-h.ir
منتظر شما هستم.
به کدامین زجر دلخوش داشته ای در کدامین درد غنوده ای به چه امیدی فرارویت را مینگری حال که دستانت دربندند چشمانت بی نورند و بر لبانت قفل زده اند برخیز که وقت خفتن نیست وقت مردن نیست برخیز و فریاد دار ، که هیچ مزدوری حرمت انسانیتت را پاس نخواهد داشت داد ستان دل دردمند خویش باش از کسی داد مخواه وز کسی راه مجوی که راه پیشاروی توست یا حق
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 7:53 قبل از ظهر توسط نقاب
|
بدون شرح . . .
این آهنگ هیچ شرحی برای گفتن نداره . . .
تنها دریافت کنید و از شنیدن اوون لذت ببرید.
نکته : حجم آهنگ را بسیار بسیار کم کردم تا بتونبد سریع دریافت کنید بوسیله فلش پلیر میتونید گوش کنید یعنی فایل مورد نظر رو بع از آنزیپ کردن با هموون اینترنت اکسپلورر یا هر مرورگردیگه باز کنید.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 8:53 قبل از ظهر توسط نقاب
|
خوی واروونه دیوها !
* این روزها ذهنم مشغول مرور کسانی است که روزی دوست هایم بودند اما حالا
دیگر کاری به کار هم نداریم.غصه نمی خورم و می دانم که دوست ها و دوستی ها تا ابد
ادامه پیدا نمی کنند و بهانه های زیادی هم می شود برای دیگر دوست نبودن پیدا کرد
اما… دقیقا همین "اما" است که مرا درگیر کرده است.
و اما شعر :
" پریشانم
به قله که می رسم
باور نمی کنم
می دانم این دایره سرگردان است
می چرخد و اوجم را وارونه می کند"
خوی وارونه ی دیوها/ علیرضا میر
اسدالله/ مرکز
پی نوشت:شعرهای این کتاب بالایی مرا کشت تقریبا. شعرهایش فوق العاده بود.نه دیوانه کننده بود .... نه ...هرچه بگویم کم گفتم توصیه میکنم حتما بخوانیدش.
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 11:18 قبل از ظهر توسط نقاب
|
روزهای خاطره
روزهای خاطراتمان
یادت هست
روزهایی که برق چشمانت مرا میبرد تا اوج رویاهایم
یادت هست !
روزهایی که میخندیدیم بی پروا ، وه چه خوش بودیم
یادت هست ؟
روزهایی که غم دوریمان یک شب بود
یادت هست ؟!
روزهایی که چشمهامان و دستانمان و قلبهامان وسرشار بود از عشق و یکرنگی